دغدغههای کامیونداران و فعالان حملونقل کشور، بارها و بارها مطرح شده است؛ از بیمه و مشکلات معیشتی گرفته تا گلایه از عملکرد بعضی دستگاهها. این بار اما نمایندگان این صنف به پاستور آمدند تا حرفهایشان را بیواسطه با رئیسجمهور در میان بگذارند.
از همان ابتدای جلسه معلوم بود که این دیدار برای حاضران، یک نشست معمولی نیست. سه بار در طول جلسه تأکید کردند که امروز روزی تاریخی است؛ چون برای نخستین بار فرصتی پیدا کردهاند تا روبهروی رئیسجمهور بنشینند و بیپرده از مسائلشان بگویند. خوشحالیشان هم پنهانکردنی نبود؛ انگار برایشان همین که بالاخره فرصتی برای گفتوگوی مستقیم فراهم شده، خودش اتفاق بزرگی بود.
البته این جماعت اهل تعارف نبودند. از بیمه گفتند، از مشکلات صنفی و یه صراحت از دستگاههایی اسم بردند که برایشان مشکل ایجاد کرده اند و به اعتقادشان باید پاسخگوتر باشند. حرفهایشان هم از آن جنس سخنرانیهای اتوکشیده نبود؛ صریح، پرحرارت، بیپیرایه و در عین حال، باصفا و صمیمی. گله میکردند، انتقاد داشتند، اما فضای جلسه همچنان گرم و دوستانه بود.
در میان حاضران، یک خانم راننده اتوبوس هم حضور داشت که از رکوردداران این حوزه بود؛ و دو دغدغه مشخص داشت. اول از همه بیمه و همچنین مساله فقدان خوابگاه مناسب برای رانندگان خانم در شهرستان ها که رئیس جمهور قول پیگیری داد.
رئیس اتحادیه رانندگان حمل کالای کشور هم وقتی خودش را معرفی کرد و معلوم شد هممحلی رئیسجمهور است، با استقبال گرم او روبهرو شد. بعضی آشناییها، حتی وسط بحثهای جدی صنفی، می تواند لبخند رضایت بیافریند.
پیش از این گفتوگوها، دکتر حاجیمیرزایی از رانندگانی قدردانی کرد که در روزهای جنگ و پس از آن، نگذاشتند در تأمین کالاهای مورد نیاز مردم کمبودی شکل بگیرد. یادآوری بهجایی بود از نقش کسانی که شاید کمتر پشت میزهای تصمیمگیری دیده شوند، اما کارشان مستقیماً به زندگی روزمره مردم گره خورده است.
به هرحال این بار، کامیونداران فقط از جاده به پاستور نیامده بودند؛ آمده بودند تا صدای جاده را به گوش تصمیمگیران برسانند. حالا مهم این است که این دیدار تاریخی، به یک خاطره خوش محدود نماند و راهی برای پیگیری منظم مطالباتشان باز کند.
