در اسفند ماه عکسهای آخر الزمانی از سدهای لتیان و کرج در فضای مجازی دستبهدست میشد و در اتوبوس و مترو دغدغه مردم خشکی سدها شده بود و میگفتند باید منتظر تابستان و پاییز «سخت» باشیم. مردمی که زمستان گذشته را نیز با قطعیهای برق و آلودگی هوا گذرانده بودند.
به قلم خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی دکتر مسعود پزشکیان؛ تصاویر خطر غرقشدگی طنز تلخ ماجراست؛ دیگر آبی نمانده تا بتواند کسی را غرق کند. پاییز و زمستانی که گذشت انگار آسمان و ابرها هم دستبهدست هم دادند تا زمینهای کرج و تهران بیشتر تشنگی بکشند چون سامانههای بارشی که به کرج و تهران میرسیدند انگار نایی برای باریدن نداشتند؛ همین کمبارشی سبب شده تا بیشازپیش در مورد کمبود آب احساس خطر کنیم. این درحالی است که ایران در طول تاریخ اقلیم خشک داشته اما مردم، بهویژه مردمان کویرنشین طی سالیان سال توانستند خود را با این شرایط وفق دهند و از بحرانهای خشکسالی و کمآبی گذر کنند.
بارندگیهای روز نخست فروردین نیز مردم را هیجانزده کرده است و تصاویر برف اردبیل و باران تهران آنها را دلخوش به رفع نگرانی برای تابستان میکند. اما واقعیت این است که ترسالی هم بحران را حل نمیکند. نگرانی دکتر پزشکیان و بیان بحران ناترازی در پیام نوروزی نیز اهمیت موضوع را بیشتر نمایان میکند و رئیسجمهور تنها راه را تغییر مدیریت و رفتار میداند.
طی این سالها علاوه بر تغییرات اقلیمی و خشکسالی، حفر چاههای غیرمجاز، برداشت بیرویه آب از چاههای مجاز، کشاورزی غیر اصولی، سدسازی غیر اصولی و البته سدسازی کشورهای همسایه بر سرشاخهها ما را هر روز با مشکلات عدیدهای روبهرو کرده است و برای هر کدام از این مسائل میتوان نمونههایی آورد تا واقعیت کمی روشن شود.
طی سالهای گذشته خودکفایی در تولید محصولات مختلف کشاورزی روی خوش سکه بود و کسی به هدررفت آب و بحرانهای ناشی از بیآبی توجه نمیکرد. بیتوجه به اینکه این دستاوردهای بزرگ پیامد تلخ بحران آب را در پی دارد.
سوءمدیریت و سیاستگذاری؛ متهم ردیف اول بحران آب
دکتر مهشید طالبی صومعهسرایی در کتاب «یک قرن حکمرانی آب در ایران» نوشته است:
«هر دو گفتمان غالب سیاستگذاری در دوران بعد از انقلاب که یکی از آنها بر عدالت اقتصادی و دیگری برای آزادسازی اقتصاد تأکید داشت راهکار رسیدن به اهداف توسعه را بهرهبرداری و توسعه وسیع منابع آب در نظر داشتند. اگرچه در دوران بعد از انقلاب بهویژه بعد از برنامه چهارم، بازگشت در سیاستگذاریها به سمت حکمرانی متناسب آب دیده میشود اما در عمل به دلیل فشار اجتماعی، فشار نمایندگان و نبود جایگزین برای توسعه کشاورزی طرحهای حفاظت از منابع آب به کندی پیش رفت. چنانکه در مصوبه جلسه ۱۸ و ۲۵ شورای عالی آب نیز از سازمان محیط زیست به دلیل ممانعت از توسعه منابع آب و احداث سد انتقاد شد. به عبارت دیگر، تقریباً در همه دورههای بعد از انقلاب همچون دوران قبل از دهه ۱۳۵۰ تنظیم دستورالعملها بر مبنای توسعه منابع آب بوده و انحصار تعاریف علاوه بر سیاستگذاران در دست تکنوکراتها و مهندسان آبیاری قرار داشت.
وخیم شدن مسئله آب در ایران با شیوه سیاستگذاری و حکمرانی آب ارتباط تنگاتنگی دارد. بحران آب در ایران فراتر از امری اقلیمی است و کاهش حجم جریان سطحی فراتر از میزان کاهش بارندگی نشان از ضعف مدیریت در بهرهبرداری از منابع آبی دارد که علاوه بر مدیریت عرضه و تقاضا به نحوه سیاستگذاری در مدیریت منابع آب نیز باز میگردد.»
اهمیت دیپلماسی آب
ترکیه همسایه شمالغربی ایران بر روی ارس، افغانستان همسایه شرقی سد کجکی را بر هیرمند و عراق همسایه غربی روی کارون و اروند سد تأسیس میکنند و دیپلماسی آب در این حوزه فعالیت چشمگیری نداشته است. بنابراین، با دهها سدی که روی ارس زده شده حیات ارس در ایران به خطر میافتد، هامون خشک میشود و سیستان و بلوچستان شورهزار و اهواز، شهر رودها، از تلاطم میافتد.
جواد میردار، رئیس پژوهشکده تالاب بینالمللی هامون، در گفتوگویی با روزنامه پیام ما گفته است: «باوجود این، شاید بهانه خشکسالی و کمآبی ناشی از تغییر اقلیم در این کشور برداشته شده باشد، اما سهلانگاری و بیتوجهی به ادامه روند مذاکرات آبی با مسئولین دولت امارت اسلامی افغانستان در این شرایط و گوشزد نکردن شرایط پرآبی فعلی و سیلابی شدن رودخانههای منتهی به تالابهای بینالمللی هامون، میتواند موجب عدم دریافت حقابه مندرج در معاهده سال ۱۳۵۱ برای شرب و معیشت مردم سیستان و نیز عدم تداوم جریان آب بهسمت این تالابها شود. در این شرایط، بدون شک مجدداً شاهد تداوم طوفانهای گردوغبار در تابستان پیشرو در منطقه سیستان خواهیم بود و مردم سیستان را وادار به ادامه روند مهاجرتهای اقلیمی از این منطقه استراتژیک برای کشور خواهد کرد. ضایعه دردناکی که بههیچوجه توسط مسئولین ذیربط قابلجبران نخواهد بود.»
صدایی از ته چاه نمیآید
مغنیان از خاطراتشان در حفاری برای رسیدن به آب میگویند. پیش از انقلاب، در حوالی شهریار، برای رسیدن به آب حدود ۳۰ – ۴۰ متر چاه حفر میکردند تا به آب میرسیدند اما محمدرضا شمساییفر، معاون بهرهبرداری و توسعه آب آبفای غرب استان تهران، در خبری توضیح داده است: «ارتفاع نصبآبی چاههای شهریار را از ۱۲۰ متر به ۱۸۵ متر رسیده و افزایش ارتفاع چاههای آب اتفاق ناگواری است که باید چاههایی با عمق بسیار بالا حفر شود که با محدوده آبهای زیرزمینی مواجه شدهایم.» (خبرگزاری تسنیم، بهمن ۱۴۰۲)
درست است که برخی از کارشناسان هواشناسی عکسهایی که از سدها منتشر شده را جریانسازی میدانند و معتقدند تا اردیبهشت ماه بحران آب سدها به این شکل نخواهد ماند؛ اما مسئله کلانتر را میتوان فرونشستهای ۳۰ سانتیمتری در شهرهای مختلف دید که به مرور زمان ما را آسیبپذیر خواهد کرد. اما کارشناسان حوزه آب و اقلیم نظرات دیگری در این حوزه با رویکرد بلندمدت دارند. برای مثال محمد ارشدی از مدیران و اعضای اندیشکده تدبیر آب و پژوهشگر حوزه حکمرانی آب در گفتوگو با خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی دکتر مسعود پزشکیان توضیح داده است: در این چهار دهه به دلیل روند توسعه کشور تقریباً طبق آمار حدود ۱۴۰ میلیارد مترمکعب اضافه برداشت از منابع آب زیرزمینی داشتهایم. به گونهای که بیشتر آبخوانها تقریباً تخلیه شدند و وقتی آبخوانی تخلیه شود و فرونشست داشته باشد امکان بازیابی آن، حتی با بروز دوره ترسالی، وجود ندارد. این تخریب آبخوان یعنی شروع کوچها و مهاجرتهای بزرگ جمعیتی در ایران و تهدید تمدنی ایران.
یا در جای دیگری احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی کشور، در گفتوگو با روزنامه پیام ما باتوجه به تغییرات اقلیمی گفته است: «اگر سطح زمین ما خشک شود و باران برای مدت طولانی نبارد و بعدازآن، بارانی رگباری بهوقوع بپیوندد، میتواند سیل ایجاد کند. درحالیکه اگر از قبل باران میآمد، آن منطقه دارای پوشش گیاهی مناسب و احیاناً خاکی آماده پذیرش باران میشد. خاک تفتیده دارای نفوذپذیری بسیار اندکی است. متأسفانه خاورمیانه که کشور ما هم در آن قرار دارد، شاهد بیشترین تغییر اقلیمی است. بهخصوص در ۳۰ سال گذشته قاره آسیا و منطقه خاورمیانه یکی از مناطقی بوده که بیشترین جهش دمای را داشته است. دمای این قاره حدود ۰.۵ درجه در هر دهه افزایش پیدا کرده و این نگرانکننده است. از یک طرف دیگر، ما کشوری کمبارش هستیم که متوسط بارش ما تا یکچهارم میانگین دنیاست. اساساً کویر مرکزی ما سالانه در حد زیر ۱۰۰ میلیمتر بارش دارد. یا استان یزد بارش سالانه ۸۰ میلیمتر و یا سیستانوبلوچستان حدود ۱۰۰ میلیمتر بارش را ثبت میکند. خراسانجنوبی هم حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ میلیمتر را ثبت میکند. ما یکی از کمبارشترین مناطق دنیا هستیم که طی این سالها و همزمان با شدت گرفتن اثرات تغییر اقلیم جمعیتمان هم زیاد شده است. نیازهای آبی ما نسبت به گذشته بیشتر شده است. از طرف دیگر، برای تأمین امنیت غذایی و به این دلیل که روابط عادی با کشورهای دنیا نداشتیم، وابستگی به منابع طبیعی ما هم بالاتر از گذشته است. اینها همه باعث شده است ضربهپذیری بالاتری در مورد تغییراقلیم داشته باشیم.»
زنگ خطرها را دیگر نمیتوان نشنیده گرفت و دکتر پزشکیان نیز بارها از ناترازی در حوزه انرژی و بهویژه آب و برق، فرونشست زمین، سوءمدیریتها و رفتار مصرفکننده سخن گفته است. حالا دیگر باید به بهترین شکل برنامهای برای کاهش آسیب این بحرانها پیشبینی کرد.
ناترازی آب؛ تهدید تمدن ایران/ گفتوگو با محمد ارشدی
وفاق؛ کلیدواژه مدیریت بحران ناترازی آب/ یادداشتی از حمیده غفاری
مشارکت و گفتوگوی ملی؛ کلید حل بحران آب/ یادداشتی از عباسقلی جهانی