روایت یک کلان‌پروژه در دولت چهاردهم

وقتی «عدالت» از کلاس درس آغاز می‌شود

ساناز نقی‌زاده | با آغاز گام دوم نهضت توسعه عدالت آموزشی با مشارکت مردم و افتتاح هم‌زمان ۲ هزار و ۳۳۱ طرح آموزشی‌وپرورشی با حضور رئیس‌جمهور در روز گذشته، تلاش برای کاهش محرومیت‌های آموزشی و فراهم کردن فرصت یادگیری باکیفیت برای همه وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ مسیری که از ساخت کلاس درس آغاز می‌شود، اما مقصد، آنگونه که پزشکیان یادآور شده، فراتر از دیوارهای مدرسه و در گرو آموزش صحیح و تحقق فرصت‌های برابر آموزشی برای همه فرزندان ایران است.

برای یک کودک، «مدرسه» از یک «نقطه جغرافیایی» مشخص آغاز می‌شود؛ اما این نقطه شروع برای همه کودکان یکسان نیست. دانش‌آموزی در منطقه‌ای برخوردار، آموزش را در مدرسه‌ای با کلاس‌های استاندارد، تجهیزات به‌روز و معلم کارآزموده آغاز می‌کند؛ در حالی که برای دانش‌آموزی دیگر در روستایی دورافتاده، منطقه‌ای مرزی و یا محله‌ای کم‌برخوردار، نخستین مساله می‌تواند ساده‌تر و در عین حال بنیادی‌تر باشد: آیا اساسا فضای آموزشی مناسب و در دسترس وجود دارد؟

اینجاست که روشن می‌شود «عدالت آموزشی» پیش از آنکه به ساخت مدرسه و افزایش تعداد کلاس‌های درس مربوط باشد، پاسخگوی یک پرسش بنیادین است: آیا آن «نقطه جغرافیایی» که در سراسر ایران آن را «مدرسه» می‌نامیم، فرصت یکسانی برای همه دانش‌آموزان فراهم می‌کند؟ پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست. کیفیت و ایمنی مدارس، تراکم کلاس‌ها، دسترسی به معلم کارآزموده، تجهیزات آموزشی و حتی امکان دسترسی به فناوری، در مناطق مختلف یکسان نیست؛ تفاوتی که برای دانش‌آموز یک منطقه برخوردار ممکن است چندان محسوس نباشد، اما می‌تواند مسیر آینده کودکی در یک روستای دورافتاده یا منطقه کم‌برخوردار را تغییر دهد.

۱. عدالت آموزشی؛ چرا یک مساله به یک کلان‌پروژه تبدیل شد؟

اینجاست که وقتی دولت چهاردهم «عدالت آموزشی» را در شمار اولویت‌های خود قرار داد، مساله فقط افزایش سرانه فضای آموزشی نبود. مسعود پزشکیان در نخستین سفر استانی دولت وفاق ملی و در نشست «نهضت توسعه عدالت آموزشی» استان سیستان و بلوچستان، این رویکرد را چنین توضیح داد: «توسعه عدالت آموزشی، راهی است برای رفع نابرابری‌ها و ایجاد فرصت برابر برای تمام فرزندان ایران.» این نگاه، مدرسه‌سازی را از یک پروژه صرفاً عمرانی فراتر می‌برد. ساخت کلاس درس زمانی به عدالت آموزشی کمک می‌کند که بتواند بخشی از شکاف میان دانش‌آموزان مناطق مختلف را کاهش دهد؛ شکافی که در کنار فضای آموزشی، به معلم، تجهیزات، فناوری و کیفیت آموزش نیز مربوط می‌شود.

روز گذشته نیز با آغاز گام دوم نهضت توسعه عدالت آموزشی با مشارکت مردم و بهره‌برداری از سه هزار و ۸۵۱ طرح آموزشی، پرورشی و ورزشی (۲ هزار و ۳۳۱ طرح آموزشی و پرورشی و یک‌هزار و ۵۲۰ فضای ورزشی) با حضور رئیس‌جمهور، بار دیگر موضوع عدالت آموزشی در کانون توجه قرار گرفت؛ کلان‌پروژه‌ای که در دولت چهاردهم با هدف توسعه فضاهای آموزشی، هوشمندسازی کلاس‌های درس و ارتقای کیفیت آموزش دنبال می‌شود. در همین مراسم، وزیر آموزش‌وپرورش از تکمیل و تحویل ۵۷ درصد پروژه‌های نهضت خبر داد و اعلام کرد که از مجموع ۸۸۶ پروژه این طرح، حدود ۷۵ درصد پیشرفت داشته‌اند.

از ساخت مدرسه تا تحقق آموزش باکیفیت

با این حال، اهمیت نهضت توسعه عدالت آموزشی را نمی‌توان صرفاً با تعداد پروژه‌های اجراشده و فضاهای آموزشی احداث‌شده سنجید. رئیس‌جمهور در آیین آغاز گام دوم نهضت توسعه عدالت آموزشی، با تأکید بر اینکه سرمایه اصلی کشور انسان‌ها هستند، هدف نهایی را نه ساخت ساختمان، بلکه فراهم کردن زمینه آموزش صحیح دانست؛ رویکردی که ضرورت توجه هم‌زمان به زیرساخت‌های آموزشی و کیفیت یادگیری را برجسته می‌کندمسعود پزشکیان در آیین آغاز گام دوم این نهضت، با تأکید بر اینکه سرمایه اصلی کشور انسان‌ها هستند، هدف نهایی را نه ساخت ساختمان، بلکه فراهم کردن زمینه آموزش صحیح دانست؛ رویکردی که ضرورت توجه هم‌زمان به زیرساخت‌های آموزشی و کیفیت یادگیری را برجسته می‌کند.

اما این اظهارات پزشکیان مسبوق به سابقه و در راستای پیگیری یک کلان پروژه است؛ رئیس‌جمهور پزشکیان در دومین سفر استانی خود و در جریان نشست نهضت توسعه عدالت آموزشی در خراسان شمالی (۶ دی ۱۴۰۳) نیز بر وجوه گسترده‌تر مساله تأکید کرد و گفته بود: «باید مدارس، روش‌های آموزشی و زیرساخت‌ها را به‌گونه‌ای تغییر دهیم که دانش‌آموزان به انسان‌هایی خلاق، مستقل و پایبند به کشورشان تبدیل شوند.» به این ترتیب، در نگاه دولت، عدالت آموزشی قرار نیست فقط به این معنا باشد که همه کودکان به یک مدرسه دسترسی داشته باشند؛ مساله، فراهم‌شدن امکان یادگیری باکیفیت و پرورش توانایی‌های آنان است.

«نهضت توسعه عدالت آموزشی با مشارکت مردم» طرحی است که از روز نخست، کمبودهای انباشته فضای آموزشی، به‌ویژه در مناطق محروم، را هدف قرار داده و همزمان ظرفیت خیرین و مشارکت عمومی را نیز به میدان بیاورد. به این ترتیب، یک مساله قدیمی، یعنی نابرابری در دسترسی به امکانات آموزشی، به پروژه‌ای ملی با ابعاد عمرانی، اجتماعی و آموزشی تبدیل شد«نهضت توسعه عدالت آموزشی با مشارکت مردم» طرحی است که از روز نخست، کمبودهای انباشته فضای آموزشی، به‌ویژه در مناطق محروم، را هدف قرار داده و همزمان ظرفیت خیرین و مشارکت عمومی را نیز به میدان بیاورد. به این ترتیب، یک مساله قدیمی، یعنی نابرابری در دسترسی به امکانات آموزشی، به پروژه‌ای ملی با ابعاد عمرانی، اجتماعی و آموزشی تبدیل شد.

اما عدالت آموزشی در همه جای کشور یک مساله واحد با یک شکل واحد نیست؛ در یک استان ممکن است مساله اصلی کمبود کلاس درس باشد و در استانی دیگر، فرسودگی مدارس، کمبود امکانات یا دسترسی دشوار دانش‌آموزان به آموزش. برای فهم ابعاد واقعی این کلان‌پروژه، باید از آمارهای ملی فاصله گرفت و به جایی رفت که مساله، خود را در زندگی روزمره دانش‌آموزان نشان می‌دهد؛ «استان‌ها و سفرهای استانی رئیس‌جمهور»

۲. از سفرهای استانی تا پیگیری ملی؛ وقتی عدالت آموزشی به اولویت اجرایی تبدیل شد

اگر عدالت آموزشی قرار است از یک آرمان به واقعیتی ملموس در زندگی فرزندان ایران تبدیل شود، نخستین گام، دیدن فاصله‌ای است که میان فرصت‌های آموزشی در مناطق مختلف کشور وجود دارد. این فاصله را نمی‌توان تنها با آمار و گزارش‌ها شناخت؛ بخشی از آن در جغرافیای محرومیت، کمبود فضای آموزشی و دشواری دسترسی دانش‌آموزان به امکاناتی شکل می‌گیرد که برای برخورداری از آموزش باکیفیت ضروری است.

در دولت چهاردهم، سفرهای استانی رئیس‌جمهور یکی از بسترهای طرح و پیگیری این مسائل بود. برگزاری نشست‌های نهضت توسعه عدالت آموزشی با مشارکت مردم در استان‌های مختلف، نشان می‌داد که این موضوع در برنامه دولت جایگاهی فراتر از یک بحث بخشی در حوزه آموزش و پرورش دارد؛ مساله‌ای که هم به تأمین زیرساخت‌های آموزشی و هم به کیفیت یادگیری و آینده نسل جوان گره خورده است.

از شمالِ شرق تا جنوبِ غرب؛ تأکید بر پایان دادن به کمبود فضای آموزشی

«نهضت توسعه عدالت آموزشی با مشارکت مردم» تا کنون در ۱۸ سفر استانی رئیس‌جمهور به صورت جدی دنبال شده است؛ نخستین نشست در نخستین سفر استانی رئیس‌جمهور و در سفر به سیستان و بلوچستان برگزار شد و در سفر ۶ دی ۱۴۰۳ به خراسان شمالی، پیگیری شد. پزشکیان در این نشست، در کنار تأکید بر توسعه زیرساخت‌ها، بر ضرورت ارتقای کیفیت مدارس و اصلاح روش‌های آموزشی نیز تأکید کرد؛ رویکردی که نشان می‌داد مساله عدالت آموزشی در نگاه دولت، صرفاً به ساخت مدرسه محدود نیست.

این تأکید در سفر ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ به بوشهر، با مطالبه‌ای صریح برای حل ریشه‌ای کمبود فضای آموزشی همراه شد. رئیس‌جمهور در این نشست با اشاره به گذشت ۴۷ سال از انقلاب اسلامی و تداوم نیاز کشور به مدرسه‌سازی خیرین گفت: «اینکه بعد از ۴۷ سال از انقلاب، همچنان خیرین برای ما مدرسه بسازند و باز هم با کمبود فضا مواجه باشیم، غیرقابل‌قبول است. باید این مشکل را یک‌بار برای همیشه حل کنیم.»

این سخن، بیانگر ضرورت عبور از رفع موردی کمبودها و حرکت به سوی راه‌حلی پایدار بود؛ راه‌حلی که در آن، تأمین فضای آموزشی مناسب به برنامه‌ریزی منسجم و مسئولیت‌پذیری دستگاه‌های مرتبط وابسته باشد.

از خوزستان تا سراسر ایران؛ وقتی میدان عدالت آموزشی گسترش می‌یابد

در سفر ۴ بهمن ۱۴۰۳ به خوزستان، پزشکیان با همراهی معاون اجرایی خود و وزیر آموزش و پرورش، در منطقه پردیس اهواز شخصاً در خشت‌گذاری و آجرچینی یک مدرسه در حال ساخت مشارکت کرد. این حضور، تصویری عینی از تأکید دولت بر مشارکت مردم در مدرسه‌سازی بود؛ مشارکتی که می‌توانست ظرفیت بیشتری برای رفع کمبودهای آموزشی فراهم کند.

در دوم اسفند همان سال نیز نشست توسعه عدالت آموزشی در ملارد، در جریان سفر به شهرستان‌های استان تهران، برگزار شد. این مسیر در سال ۱۴۰۴ با برگزاری نشست‌ها و طرح موضوع عدالت آموزشی در استان‌های مختلف ادامه یافت؛ از مشهد در ۱۵ اردیبهشت و کرمانشاه در ۲۵ اردیبهشت تا ایلام در ۲۱ خرداد. اگرچه وقوع جنگ تحمیلی ۱۲ روزه وقفه‌ای بر نظارت مستقیم رئیس‌جمهور بر پیشبرد اهداف نهضت توسعه عدالت آموزشی ایجاد کرد اما دکتر پزشکیان از شهریور ماه و تنها با گذشته ۲ ماه از جنگ، سفرهای استانی خود را پی گرفت و ۲۰ شهریور در اردبیل، ۱۰ مهر در هرمزگان، اول آبان در آذربایجان غربی، ۱۵ آبان در کردستان، ۲۹ آبان در قزوین، ۱۳ آذر در کهگیلویه و بویراحمد، ۲۷ آذر در خراسان جنوبی، ۲۳ بهمن در گلستان و ۲۹ بهمن در لرستان حضور یافت.

این گستره جغرافیایی نشان می‌دهد که عدالت آموزشی به مساله‌ای محدود به یک استان یا منطقه تبدیل نشده، و اهمیت نشست‌ها تنها در تعداد آنها نیست؛ تفاوت نیازهای استان‌ها نیز ضرورت توجه به راهکارهای متناسب با شرایط هر منطقه را برجسته می‌کند.

در نشست کرمانشاه، پزشکیان از آغاز قریب‌الوقوع کارگاه‌های ارتقای شیوه‌های آموزشی معلمان خبر داد و توضیح داد که استادان دانشگاه و کارشناسان وزارت آموزش و پرورش به‌صورت مشترک، روی ارتقای کیفیت آموزش، بازطراحی روش‌های تدریس، شیوه‌های ارزیابی و اصلاح نگرش‌ها در حوزه تعلیم و تربیت کار می‌کنند. این تأکید، وجه دیگری از عدالت آموزشی را برجسته می‌کرد: دسترسی به آموزش باکیفیت، علاوه بر برخورداری از فضای آموزشی مناسب، به توانمندی معلمان و شیوه‌های تدریس نیز وابسته است.

در نشست قزوین نیز رئیس‌جمهور با تأکید بر اینکه ساخت مدرسه تنها نقطه شروع تحول آموزشی است، تصریح کرد که ایجاد ساختمان‌های جدید به‌تنهایی کافی نیست و نظام آموزشی باید مسیر ارتقای واقعی را طی کند. در نشست آذربایجان غربی هم بر ضرورت قرار گرفتن مدارس دولتی در تراز بهترین مدارس کشور و حتی فراتر از مدارس خصوصی تأکید شد. کنار هم قرار گرفتن این مواضع، نشان می‌دهد که در نگاه مطرح‌شده از سوی رئیس‌جمهور، عدالت آموزشی هم به دسترسی به مدرسه مربوط است و هم به کیفیت فرصتی که در اختیار دانش‌آموز قرار می‌گیرد.

از نشست‌های استانی تا پیگیری در سطح دولت

اما پیگیری عدالت آموزشی در دولت چهاردهم به سفرهای استانی محدود نمانده است؛ پزشکیان در نشست با نخبگان و مشاهیر استان تهران در روز شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵ اعلام کرد که از ابتدای دولت تاکنون ۸۰ جلسه مرتبط با آموزش و پرورش برگزار شده است. این آمار، در کنار برگزاری نشست‌های نهضت توسعه عدالت آموزشی در استان‌های مختلف، از جایگاه این موضوع در دستور کار رئیس‌جمهور حکایت دارد و نشان می‌دهد که پیگیری مسائل آموزش و پرورش در سطح دولت نیز دنبال شده است.

نمونه‌ای از این پیگیری استانی را می‌توان در سفر ۲۱ مهر ۱۴۰۵ محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور و نماینده ویژه دولت، به آذربایجان شرقی مشاهده کرد. قائم‌پناه در نشست نهضت توسعه عدالت آموزشی با مشارکت مردم در تبریز از ساخت ۱۴ هزار کلاس درس در کشور طی دو سال گذشته و تجهیز بیش از ۱۱ هزار کلاس به تخته هوشمند خبر داد. این آمار، در کنار تأکیدهای پیشین بر توسعه فضاهای آموزشی و ارتقای کیفیت مدارس، دو وجه از اقدامات اعلام‌شده دولت را برجسته می‌کند: گسترش زیرساخت‌های آموزشی و توجه به امکانات مورد نیاز برای بهبود فرایند یادگیری.

مجموع این تجربه‌ها نشان می‌دهد که عدالت آموزشی در دولت چهاردهم در قالب نشست‌های استانی، پیگیری در سطح دولت و تأکید بر مشارکت مردمی دنبال شده است. با این حال، سنجش دستاوردهای این مسیر به بررسی نتایج اجرایی نیاز دارد؛ اینکه اقدامات انجام‌شده تا چه اندازه به رفع کمبودها، کاهش فاصله مناطق برخوردار و کم‌برخوردار و بهبود فرصت‌های یادگیری برای دانش‌آموزان منجر شده‌اند.

از همین‌جا، نقش مردم و خیرین در نهضت توسعه عدالت آموزشی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ نقشی که می‌تواند مدرسه‌سازی را از مجموعه‌ای از اقدامات پراکنده فراتر ببرد و به بخشی از یک تلاش ملی برای کاهش نابرابری‌های آموزشی تبدیل کند.

۳. از مدرسه‌سازی تا نهضت؛ وقتی دولت به‌تنهایی کافی نیست

ساخت مدرسه و تأمین زیرساخت‌های آموزشی، هرچند از مهم‌ترین گام‌های رفع محرومیت است، به‌تنهایی برای تحقق عدالت آموزشی کافی نیست. گستردگی نیازها و تفاوت شرایط مناطق مختلف کشور، استفاده از ظرفیت‌های فراتر از دستگاه‌های دولتی را ضروری می‌کند؛ ظرفیتی که در مشارکت خیرین، خانواده‌ها، گروه‌های مردمی و دیگر کنشگران اجتماعی نمود پیدا می‌کند.

نهضت توسعه عدالت آموزشی با مشارکت مردم، بر همین مبنا شکل گرفت: تبدیل مدرسه‌سازی از اقدامی محدود به دولت یا خیرین منفرد، به حرکتی جمعی برای پاسخ‌گویی به نیازهای آموزشی کشور. در این رویکرد، مردم فقط تأمین‌کننده منابع مالی نیستند؛ مشارکت آنان می‌تواند در شناسایی نیازهای محلی، پیگیری پروژه‌ها و تقویت پیوند میان مدرسه و جامعه نیز نقش داشته باشد.

با این حال، مشارکت اجتماعی زمانی به تحقق پایدار عدالت آموزشی کمک می‌کند که با برنامه‌ریزی، اولویت‌بندی نیازها و پشتیبانی دولت همراه باشد. مسئولیت تأمین آموزش عادلانه همچنان بر عهده دولت است؛ اما همراهی مردم می‌تواند دامنه اقدامات را گسترش دهد و امکان پاسخ‌گویی بهتر به نیازهای متفاوت مناطق کشور را فراهم کند.

۴. عدالت فقط دیوار و سقف نیست؛ مسئله معلم، کیفیت و فرصت یادگیری است

اگر مدرسه‌سازی نقطه شروع رفع بخشی از محرومیت‌های آموزشی باشد، تحقق عدالت به این بستگی دارد که دانش‌آموزان پس از ورود به مدرسه، از چه امکانات و فرصت‌هایی برای یادگیری برخوردار می‌شوند. مدرسه‌ای با ساختمان مناسب، اما با کمبود معلم یا امکانات آموزشی، لزوماً فرصت یادگیری برابر با مدارس برخوردار را فراهم نمی‌کند.

از این منظر، عدالت آموزشی علاوه بر توسعه و بهسازی فضاهای آموزشی، به توزیع متوازن نیروی انسانی، دسترسی به تجهیزات و فناوری، کیفیت روش‌های تدریس و تناسب امکانات با نیازهای دانش‌آموزان نیز وابسته است. تفاوت در هر یک از این عوامل می‌تواند بر کیفیت تجربه آموزشی کودکان اثر بگذارد و فاصله میان دانش‌آموزان مناطق مختلف را حفظ کند؛ حتی اگر امکان حضور در مدرسه برای همه فراهم شده باشد.

بنابراین، سنجش پیشرفت نهضت توسعه عدالت آموزشی نباید تنها به تعداد کلاس‌های ساخته‌شده و پروژه‌های تکمیل‌شده محدود بماند. پرسش اساسی این است که این اقدامات تا چه اندازه به بهبود کیفیت یادگیری و فراهم‌شدن فرصت‌های برابر برای رشد و شکوفایی استعدادهای دانش‌آموزان منجر می‌شوند. پاسخ به این پرسش، مستلزم توجه هم‌زمان به زیرساخت، نیروی انسانی و کیفیت آموزش است.

۵. مقصد کجاست؟ از ساخت مدرسه تا ساختن آینده‌ای برابر

نهضت توسعه عدالت آموزشی زمانی به هدف اصلی خود نزدیک می‌شود که ساخت مدارس و افزایش سرانه فضای آموزشی، به کاهش نابرابری در دسترسی به آموزش باکیفیت بینجامد؛ آنگونه که پزشکیان از نخستین روز آغاز این نهضت بر آن تاکید داشت: «توسعه عدالت آموزشی، راهی است برای رفع نابرابری‌ها و ایجاد فرصت برابر برای تمام فرزندان ایران». رئیس‌جمهور از ابتدا بر ضرورت نگاهی فراتر از توسعه زیرساخت‌های آموزشی تأکید کرد، نگاهی که در آن، برخورداری از مدرسه تنها نقطه آغاز است و کیفیت آموزش، دسترسی به معلم توانمند، تجهیزات و فناوری آموزشی و امکان پرورش استعدادها نیز در تحقق عدالت نقش دارند.

بر این اساس نهضت توسعه عدالت آموزشی را باید با هدفی فراتر از تعداد مدارس ساخته‌شده و پروژه‌های به بهره‌برداری رسیده سنجید. این اقدامات زمانی به مقصد اصلی خود نزدیک می‌شوند که به کاهش محرومیت‌های آموزشی، بهبود کیفیت یادگیری و فراهم‌شدن فرصت‌های برابر برای همه دانش‌آموزان منجر شوند؛ به‌گونه‌ای که محل زندگی و وضعیت اقتصادی خانواده، تا حد امکان، تعیین‌کننده کیفیت آموزش و فرصت‌های آینده کودکان نباشد.

دستیابی به چنین هدفی، به تداوم همکاری دولت و مردم نیاز دارد. دولت باید با شناسایی دقیق نیازها، تخصیص منابع و توجه به کیفیت آموزش، زمینه توزیع عادلانه امکانات را فراهم کند و مشارکت مردم و خیرین نیز در مسیر اولویت‌های واقعی مناطق هدایت شود. در این میان، شفافیت در اعلام نتایج و ارزیابی آثار اقدامات، می‌تواند نشان دهد که منابع و تلاش‌های انجام‌شده تا چه اندازه به کاهش فاصله‌های آموزشی کمک کرده‌اند.

در نهایت، اهمیت این کلان‌پروژه نه فقط در ساخت مدرسه، بلکه در فرصتی است که برای آینده کودکان فراهم می‌کند. معیار نهایی موفقیت آن، روزی روشن‌تر خواهد شد که دسترسی به آموزش باکیفیت، بیش از گذشته، از محدودیت‌های جغرافیایی و اقتصادی مستقل شود و هر کودک بتواند استعدادهای خود را پرورش دهد. در این معنا، ساختن مدرسه بخشی از مسیر است؛ مقصد، ساختن آینده‌ای با فرصت‌های برابر برای نسل بعد است.

آخرین مطالب

وقتی «عدالت» از کلاس درس آغاز می‌شود
مغالطه کذب و اتهام مجرمانه به رئیس‌جمهوری
رئیس‌جمهور تمام عیار
امیر خدمت، رفیق جمهور
کارشناسان پاسخ می‌دهند: چرا برق می‌رود؟
جی‌نف؛ گامی بزرگ برای زندگی بهتر مردم ایران
هوش مصنوعی؛ قهرمان ناشناخته بازار