رابطه ایران و روسیه را نه میتوان صرفاً یک اتحاد راهبردی کامل دانست و نه فقط رابطهای مقطعی و مبتنی بر تحریمها. این رابطه ترکیبی از همکاریهای امنیتی و اقتصادی، همپوشانی در برخی منافع ژئوپلیتیکی و در عین حال تفاوت در اولویتها و محاسبات دو کشور است.
برای تحلیل سفر رئیسجمهور پزشکیان به مسکو، لازم است چهار موضوع را کنار هم گذاشت: اهمیت راهبردی روسیه برای ایران، کارنامه توافقهای قبلی، منافع متقابل تهران و مسکو و رایزنی با رهبران حاضر در مجمع کشورهای صادر کننده گاز برای یادآوری چهارگانه حقانیت، مظلومیت، اقتدار و اجماع داخلی در ایران.
اهمیت این سفر بیش از آنکه به امضای یک توافق تازه وابسته باشد، به این پرسش باز میگردد: آیا تهران و مسکو میتوانند روابط سیاسی نزدیک خود را به همکاری اقتصادی پایدار و تعهدات عملی تبدیل کنند؟
طبق اعلام سفیر ایران در روسیه، در برنامه اعلامشده برای این سفر، امضای سند جدیدی پیشبینی نشده است.
بنابراین، معیار اصلی ارزیابی سفر باید میزان پیشرفت در اجرای توافقهای قبلی و تعیین زمانبندی روشن برای پروژههای مشترک باشد.همچنین سفر دکتر پزشکیان به مسکو را باید در تلاقی سه پرونده دید: جنگ منطقهای، آینده روابط ایران و روسیه و امنیت جهانی انرژی.
دیدار با پوتین فرصتی برای پیگیری روابط دوجانبه و رایزنی درباره جنگ است. حضور در اجلاس گازی نیز امکان ارتباط با مجموعهای از کشورهای تولیدکننده انرژی را فراهم میکند که هر یک منافع و ملاحظات خاص خود را دارند.
ارزش واقعی این سفر اما، زمانی مشخص خواهد شد که بتواند از سطح مواضع مشترک فراتر برود و به گفتوگوهای مؤثر، حفظ کانالهای دیپلماتیک، همکاری اقتصادی و اقداماتی برای کاهش خطر گسترش جنگ منجر شود.
آنچه را که میتوان از این سفر توقع داشت و مولفههای موثر در نگاه واقع بینانه به رابطه ایران و روسیه، را میتوان در پنج محور صورتبندی کرد:
۱. توافق راهبردی ۲۰۲۵؛ چارچوبی بلندمدت، نه اتحاد نظامی
نقطه عطف روابط دو کشور، امضای «معاهده مشارکت جامع راهبردی» در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ در مسکو بود. این معاهده افق همکاری ۲۰ساله را ترسیم میکند و حوزههایی مانند سیاست خارجی، امنیت و دفاع، انرژی، تجارت، حملونقل، همکاری هستهای صلحآمیز و مبارزه با تروریسم را در بر میگیرد.
با این حال، یک تمایز مهم وجود دارد: این توافق، پیمان دفاع متقابل به معنای تعهد خودکار به ورود نظامی در جنگ طرف مقابل نیست. بر اساس مفاد آن، اگر یکی از دو کشور مورد حمله قرار گیرد، طرف دیگر نباید به مهاجم کمک کند و باید در جهت حلوفصل مسالمتآمیز بحران حرکت کند. همین تفاوت، مرز مهم میان مشارکت راهبردی ایران و روسیه و اتحادهای نظامی الزامآور است.
در نتیجه، معاهده را باید چارچوبی برای گسترش همکاری و هماهنگی سیاسی دانست؛ نه تضمینی برای آنکه روسیه در هر بحران امنیتی ایران، مستقیماً وارد میدان شود.
۲. روابط اقتصادی؛ از انرژی تا کریدور شمال–جنوب
اقتصاد، مهمترین عرصهای است که میتواند به روابط سیاسی دو کشور پشتوانهای ملموس بدهد. در این حوزه سه محور اهمیت ویژه دارند:
الف) کریدور بینالمللی شمال–جنوب
این مسیر قرار است روسیه را از طریق ایران به خلیج فارس و بازارهای جنوبی متصل کند و جایگاه ایران را در ترانزیت کالا تقویت کند. در این پروژه، توسعه مسیرهای ریلی و جادهای و تکمیل خط راهآهن رشت–آستارا اهمیت ویژهای دارد. آمار وزارت حملونقل روسیه در سپتامبر ۲۰۲۶ نیز از تداوم فعالیت و رشد حملونقل در بخشهای مختلف این کریدور حکایت دارد.
ب) گاز، نفت و همکاری انرژی
روسیه و ایران درباره انتقال گاز روسیه به ایران به تفاهم رسیدهاند، اما اجرای طرح همچنان به حل مسائل فنی و تجاری وابسته است. در ژوئن ۲۰۲۶، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران اعلام کرد که مذاکرات درباره قیمت گاز و سازوکار پرداخت همچنان ادامه دارد. این موضوع نشان میدهد که توافق سیاسی بهتنهایی برای آغاز یک پروژه بزرگ انرژی کافی نیست.
ج) تجارت، سرمایهگذاری و حملونقل دریایی
توافق تجارت آزاد ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیا و همکاریهای گمرکی و بانکی میتواند هزینه مبادلات را کاهش دهد. اما گسترش واقعی تجارت به تأمین مالی، تسویه پولی، بیمه حملونقل، مقررات قابل پیشبینی و دسترسی به بازار وابسته است. رشد تجارت در سالهای اخیر امیدوارکننده بوده، ولی پایداری آن به حل موانع اجرایی بستگی دارد.
مسئله اساسی آن است که ایران و روسیه هر دو در بخشهایی از اقتصاد جهانی با محدودیتهای تحریمی روبهرو هستند. این وضعیت میتواند انگیزه همکاری را افزایش دهد، اما همزمان تأمین سرمایه، انتقال فناوری و انجام مبادلات مالی را دشوار میکند.
بنابراین، ارزش اقتصادی روابط دو کشور را نباید فقط با تعداد تفاهمنامهها سنجید؛ میزان سرمایهگذاری تحققیافته، پروژههای تکمیلشده و افزایش پایدار تجارت معیارهای دقیقتری هستند.
۳. پوتین چه نگاهی به ایران دارد؟
برای فهم نگاه پوتین به ایران، بهتر است به منافع قابل مشاهده روسیه توجه کنیم، نه اینکه انگیزههای شخصی او را قطعی فرض کنیم.
نخست؛
ایران شریک مهمی در نظم منطقهای مورد نظر مسکو است. روسیه و ایران در مخالفت با تحریمهای یکجانبه و همچنین تأکید بر چندجانبهگرایی در نظم بینالمللی در مقابل یکجانبهگرایی آمریکا اشتراک مواضع دارند. معاهده ۲۰۲۵ نیز هماهنگی سیاسی و همکاری در نهادهای منطقهای و بینالمللی را تقویت میکند.
دوم؛
ایران برای روسیه اهمیت ژئوپلیتیکی و ترانزیتی دارد. موقعیت جغرافیایی ایران امکان دسترسی روسیه به خلیج فارس و مسیرهای تجاری جنوب را فراهم میکند. توسعه کریدور شمال–جنوب میتواند وابستگی روسیه به برخی مسیرهای سنتی تجارت را کاهش دهد و همزمان برای ایران درآمد ترانزیتی ایجاد کند.
سوم؛
همکاری با ایران بخشی از تنوعبخشی روابط خارجی روسیه است. پس از آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ و تشدید تنشهای مسکو با غرب، همکاری روسیه با کشورهایی که با سیاستهای آمریکا اختلاف دارند، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. با این حال، این نزدیکی به معنای کنار گذاشتن سایر محاسبات روسیه در رابطه با اروپا، آمریکا، کشورهای عربی یا اسرائیل نیست.
از این منظر، ایران برای پوتین هم شریک سیاسی است، هم بازیگری مهم در امنیت منطقهای و همچنین حلقهای در شبکه حملونقل و همکاری اقتصادی اوراسیا. اما این منافع، لزوماً به معنای همسانی کامل اولویتهای دو کشور نیست.
۴. محدودیتهای رابطه؛ منافع مشترک، محاسبات مستقل
نزدیکی تهران و مسکو نباید تفاوتهای ساختاری میان دو کشور را پنهان کند. روسیه سیاست خارجی مستقل خود را دنبال میکند. روابط با ایران یکی از اجزای سیاست خارجی مسکو است، نه جایگزین همه روابط و ملاحظات دیگر آن.
توافقهای اقتصادی با موانع اجرایی روبهرو هستند.
نمونه روشن آن، ادامه مذاکرات بر سر قیمت و سازوکار پرداخت گاز روسیه است.دو کشور در برخی بازارها رقیباند. ایران و روسیه هر دو صادرکننده بزرگ انرژی هستند؛ بنابراین همکاری در این حوزه در کنار فرصتها، به مدیریت منافع تجاری و شرایط بازار نیاز دارد.
همکاری امنیتی با تضمین دفاع متقابل یکسان نیست. معاهده راهبردی، هماهنگی و همکاری را گسترش میدهد، اما تعهد خودکار به جنگیدن در کنار یکدیگر ایجاد نمیکند.
این ملاحظات به معنای بیاهمیت بودن رابطه نیستند؛ بلکه نشان میدهند که تهران باید منافع خود را در هر توافق بهطور روشن تعریف کند و برای اجرای تعهدات، شاخصهای قابل سنجش داشته باشد.
۵. آینده روابط؛ چه انتظاری از سفر مسکو باید داشت؟
با توجه به محورهای اعلامشده برای این سفر، چهار موضوع میتواند در ارزیابی نتایج آن تعیینکننده باشد:
تعیین تکلیف پروژههای انرژی:آیا دو طرف برای انتقال گاز، سرمایهگذاری در میادین نفتی و پروژههای برق، زمانبندی و سازوکار مالی مشخص تعیین میکنند؟
شتاب دادن به کریدور شمال–جنوب:آیا درباره تأمین مالی و پیشبرد خط رشت–آستارا و سایر حلقههای زیرساختی تصمیم اجرایی گرفته میشود؟
افزایش تجارت واقعی: آیا توافقهای تجاری و مالی به تسهیل پرداخت، کاهش هزینه مبادلات و رشد صادرات غیرنفتی ایران منجر میشوند؟
شفافیت در همکاریهای سیاسی و امنیتی:آیا گفتوگوهای سطح بالا به هماهنگی عملیتر در بحرانهای منطقهای و حمایت دیپلماتیک روشنتر منجر میشوند؟
در کنار این موارد، عضویت و همکاری در چارچوبهایی چون بریکس، سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا میتواند بسترهای بیشتری برای همکاری ایجاد کند؛ اما نتیجه نهایی به تصمیمهای اجرایی و منافع اقتصادی واقعی وابسته خواهد بود.
اگر چه سفر پزشکیان به مسکو در ادامه روندی صورت میگیرد که با امضای معاهده مشارکت جامع راهبردی در ژانویه ۲۰۲۵ شکل حقوقی روشنتری پیدا کرد اما، مسئله اصلی در موقعیت کنونی، عبور از مرحله اعلام اراده سیاسی به مرحله اجرای تعهدات است.
معیار موفقیت این سفر، تعداد دیدارها و شدت ادبیات دوستانه نیست؛ بلکه پاسخ به سه پرسش است: چه پروژهای اجرا میشود، چه زمانی به نتیجه میرسد و سهم ملموس ایران از آن چیست؟
اگر این سه پرسش پاسخ روشنی پیدا کنند، سفر مسکو میتواند گامی در جهت تثبیت همکاری راهبردی باشد. اگر نه، فاصله میان توافقهای بزرگ و دستاوردهای عملی همچنان مهمترین مسئله در روابط تهران و مسکو باقی خواهد ماند.
